hinsehen
نگاه کردن به یک هدف مشخص؛ توجه کردن، نگاه کردن
Beispiele
- In einigen Regionen, insbesondere in Ballungsräumen, muss man wegen der deutlich gestiegenen Preise mittlerweile ganz genau ''hinsehen,'' wo und was man kaufen will.در برخی مناطق، به ویژه در مناطق شهری، به دلیل افزایش چشمگیر قیمتها، اکنون باید کاملاً دقیق نگاه کنید که کجا و چه چیزی میخواهید بخرید.
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
نگاه کردن به چیزی یا کسی، چشم دوختن
- Sieh mal hin, da kommt ein Vogel!نگاه کن، یک پرنده میآید!
- Er sah auf die Uhr, um die Zeit zu prüfen.او به ساعت نگاه کرد تا زمان را بررسی کند.
2
ohne Präposition / auf + Akkusativ
با دقت و توجه نگاه کردن، بررسی کردن
- Man sollte bei solchen Entscheidungen genau hinsehen.در چنین تصمیماتی باید دقیقاً توجه کرد.
- Sie sah genau hin, um kein Detail zu verpassen.او با دقت نگاه کرد تا هیچ جزئیاتی را از دست ندهد.