hintanstehen
در اولویت پایینتر قرار گرفتن، عقب ماندن
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
به دلیل مسائل مهمتر کنار گذاشته شدن یا در درجه دوم اهمیت قرار گرفتن
- Wegen der neuen Projekte müssen andere Aufgaben hintanstehen.به دلیل پروژههای جدید، کارهای دیگر باید در اولویت پایینتری قرار گیرند.
- In dieser Situation müssen persönliche Gefühle hintanstehen.در این شرایط، احساسات شخصی باید عقب بمانند.