hintanstellen
در اولویت پایینتر قرار دادن، به تعویق انداختن به نفع چیز دیگر
Bedeutungen
1
Akkusativ
نیازها، خواستهها یا برنامههای خود را به خاطر موضوعی مهمتر عقب انداختن یا در اولویت ثانویه قرار دادن
- Er stellte seine eigenen Wünsche hintan, um der Familie zu helfen.او خواستههای خود را عقب انداخت تا به خانواده کمک کند.
- Man sollte die persönliche Gesundheit niemals hintanstellen.نباید هرگز سلامتی شخصی را در درجه دوم اهمیت قرار داد.