hinter dem Mond leben

Aussprache: /ˈhɪntɐ deːm moːnt ˈleːbn̩/
Worttrennung: hin·ter ·dem ·Mon·d le·ben
اصطلاح

پرت بودن از دنیا، از همه‌جا بی‌خبر بودن

Bedeutungen

1

بی‌اطلاع بودن از اتفاقات روزمره، اخبار یا روندهای جاری در جامعه؛ دور بودن از واقعیت‌های دنیای امروز.

  • Du weißt nicht, wer der Bundeskanzler ist? Du lebst ja hinter dem Mond!تو نمی‌دانی رئیس‌جمهور کیست؟ تو که از دنیا پرت هستی!
  • Er hat noch nie von sozialen Medien gehört, er lebt wirklich hinter dem Mond.او هرگز در مورد رسانه‌های اجتماعی نشنیده است، او واقعاً از دنیای اطراف بی‌خبر است.
  • Wer glaubt, dass man heute noch ohne Internet auskommt, lebt wohl hinter dem Mond.کسی که فکر می‌کند امروز هم می‌توان بدون اینترنت زندگی کرد، احتمالاً از دنیا بی‌خبر است.