hinter den Kulissen

Aussprache: /ˈhɪntɐ deːn kuˈlɪsn̩/
Worttrennung: hin·ter ·den ·Ku·lis·sen
اصطلاح

پشت صحنه، غیرعلنی، پنهانی

Bedeutungen

1

به معنای فعالیت‌ها یا تصمیم‌گیری‌هایی که به صورت مخفیانه و دور از چشم عموم انجام می‌شوند؛ در پشت صحنه.

  • Die wirklichen Entscheidungen fallen oft hinter den Kulissen.تصمیمات واقعی اغلب پشت صحنه گرفته می‌شوند.
  • Er arbeitet lieber hinter den Kulissen, anstatt im Rampenlicht zu stehen.او ترجیح می‌دهد پشت صحنه کار کند تا اینکه در کانون توجه باشد.
  • Viele politische Manöver finden hinter den Kulissen statt.بسیاری از مانورهای سیاسی پشت صحنه انجام می‌شوند.