hinter schwedischen Gardinen sitzen
پشت میلههای زندان بودن، زندانی بودن، آب خنک خوردن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای گذراندن دوران محکومیت در زندان است. به طور کنایهآمیز و غیرمستقیم به زندانی بودن اشاره میکند.
- Wegen des Diebstahls musste er zwei Jahre hinter schwedischen Gardinen sitzen.او به دلیل سرقت مجبور شد دو سال را پشت میلههای زندان بگذراند.
- Der Politiker wurde verurteilt und sitzt nun hinter schwedischen Gardinen.آن سیاستمدار محکوم شد و اکنون زندانی است.
- Wenn du erwischt wirst, wirst du hinter schwedischen Gardinen landen.اگر دستگیر شوی، سر از زندان در خواهی آورد.