hinter vorgehaltener Hand
زیرلبی، در گوشی، پنهانی (به گونهای که دیگران نشنوند)
Bedeutungen
1
به معنای گفتن چیزی به صورت پنهانی، آهسته و درگوشی، طوری که دیگران متوجه نشوند یا نشنوند؛ معمولاً برای بیان شایعات یا نظرات شخصی.
- Er flüsterte ihr hinter vorgehaltener Hand etwas ins Ohr.او چیزی را زیرلبی در گوشش زمزمه کرد.
- Man munkelt hinter vorgehaltener Hand, dass der Chef bald entlassen wird.زیرلبی شایعه شده است که رئیس به زودی اخراج خواهد شد.
- Sie erzählte ihm hinter vorgehaltener Hand, was sie wirklich über das Projekt dachte.او به طور پنهانی به او گفت که واقعاً درباره پروژه چه فکری میکند.