hinter vorgehaltener Hand

Aussprache: /ˈhɪntɐ ˈfɔʁɡəˌhaltənɐ hant/
Worttrennung: hin·ter vor·ge·hal·te·ner Hand
اصطلاح

زیرلبی، در گوشی، پنهانی (به گونه‌ای که دیگران نشنوند)

Bedeutungen

1

به معنای گفتن چیزی به صورت پنهانی، آهسته و درگوشی، طوری که دیگران متوجه نشوند یا نشنوند؛ معمولاً برای بیان شایعات یا نظرات شخصی.

  • Er flüsterte ihr hinter vorgehaltener Hand etwas ins Ohr.او چیزی را زیرلبی در گوشش زمزمه کرد.
  • Man munkelt hinter vorgehaltener Hand, dass der Chef bald entlassen wird.زیرلبی شایعه شده است که رئیس به زودی اخراج خواهد شد.
  • Sie erzählte ihm hinter vorgehaltener Hand, was sie wirklich über das Projekt dachte.او به طور پنهانی به او گفت که واقعاً درباره پروژه چه فکری می‌کند.