فعل
فریب دادن، پشت سر کسی عمل کردن، خیانت کردن
معانی و تعاریف hintergehen:
- فریب دادن، گول زدن، خیانت کردن به کسی
جملات نمونه برای hintergehen:
„Mit dieser Rolle der Gefühle ist leicht einsehbar, warum viele Menschen niemals einen Freund ''hintergehen'' würden, sich aber nichts dabei denken, wenn sie Firmeneigentum mitgehen lassen oder ihre Einkommensteuererklärung frisieren.“
با این نقش احساسات، به راحتی میتوان فهمید که چرا بسیاری از مردم هرگز به دوست خود خیانت نمیکنند، اما وقتی اموال شرکت را میبرند یا اظهارنامه مالیاتی خود را دستکاری میکنند، اشکالی نمیبینند.
Er hat seine Freunde hintergangen.
او به دوستانش خیانت کرد/آنها را فریب داد.
Man sollte niemanden hintergehen.
نباید به کسی خیانت کرد.