Konjugierte Form
دنبال رفتند
معانی و تعاریف hinterhergingen:
- شکل گذشته ساده (Präteritum) فعل 'hinterhergehen'؛ به معنای دنبال کردن یا پیگیری کردن با تلاش زیاد در گذشته.
جملات نمونه برای hinterhergingen:
Die Behörden gingen den Hinweisen auf Korruption systematisch hinterher.
مقامات به طور سیستماتیک به سرنخهای فساد رسیدگی کردند.
Er ging seinem verschwundenen Bruder über Jahre hinweg hinterher, ohne ihn jemals zu finden.
او سالها به دنبال برادر گمشدهاش رفت، بدون اینکه هرگز او را پیدا کند.