hinterherzubrüllen
از پشت سر فریاد زدن، دنبال کسی فریاد زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (مخاطب)
با صدای بلند و غالباً خشمگینانه یا تهدیدآمیز، کسی را که در حال دور شدن است صدا زدن یا مورد خطاب قرار دادن (در ساختارهای مصدری با zu).
- Es ist unhöflich, dem Chef hinterherzuschreien, wenn er den Raum verlässt.فریاد زدن به دنبال رئیس هنگام خروج از اتاق، بیادبانه است.
- Sie konnte nicht anders, als dem Dieb hinterherzuschreien, der mit ihrer Tasche floh.او نتوانست جلوی خود را بگیرد و به دنبال دزدی که با کیف او فرار میکرد، فریاد بزند.