hinterlaufen

Aussprache: /ˈhɪntɐˌlaʊ̯fn̩/
Wortzerlegung: hin·ter·lau·fen
فعل

پشت سر (بازیکن حریف) دویدن (در ورزش)

Beispiele

  • Er ''hinterlief'' den Verteidiger, bekam den Ball zugespielt und erzielte das entscheidende Tor.او پشت سر مدافع دوید، توپ را دریافت کرد و گل تعیین‌کننده را به ثمر رساند.

Bedeutungen

1 Akkusativ (den Gegner)

(در ورزش، به ویژه فوتبال) به پشت مدافعان حریف دویدن تا توپ را دریافت کرد.

  • Der Stürmer hinterlief die Abwehr und erzielte ein Tor.مهاجم از پشت مدافعان رد شد و گل زد.
  • Er versuchte, seinen Gegenspieler zu hinterlaufen.او سعی کرد از پشت بازیکن حریف عبور کند.
2 Akkusativ

(مجازی) چیزی را از پشت سر دنبال کردن یا بررسی کردن، به عمق چیزی پی بردن.

  • Man muss die wahren Motive hinterlaufen.باید انگیزه‌های واقعی را دنبال کرد (به عمق انگیزه‌ها پی برد).
  • Er versuchte, die Zusammenhänge zu hinterlaufen.او سعی کرد به ارتباطات پی ببرد.