Partizip II
فریبکارانه، موذیانه، زیرکانه (به شکلی منفی)
معانی و تعاریف hintertrieben:
- به طور پنهانی و با استفاده از روشهای غیرصادقانه یا فریبکارانه، مانع از تحقق یا پیشرفت یک امر، طرح یا هدف شدن.
جملات نمونه برای hintertrieben:
Die Opposition versuchte, die Verabschiedung des Gesetzes durch gezielte Desinformation und taktische Manöver zu hintertreiben.
اپوزیسیون تلاش کرد تا با انتشار اطلاعات نادرست هدفمند و مانورهای تاکتیکی، تصویب قانون را به طور فریبکارانه مختل کند.
Er wurde beschuldigt, die Bemühungen um eine friedliche Lösung des Konflikts durch heimliche Absprachen hintertrieben zu haben.
او متهم شد که با توافقات پنهانی، تلاشها برای حل مسالمتآمیز مناقشه را مختل کرده است.