hinterwäldlerisch
عقبمانده، روستایی، سنتی
Bedeutungen
1
عقبمانده، سنتی و غیرمدرن؛ اغلب با دیدگاههای قدیمی و عدم پذیرش ایدههای جدید همراه است. میتواند بار معنایی منفی داشته باشد.
- Seine hinterwäldlerischen Ansichten über Frauen stießen auf Kritik.نظرات عقبمانده او درباره زنان با انتقاد روبرو شد.
- Das Dorf wirkte trotz der modernen Autos sehr hinterwäldlerisch.روستا با وجود ماشینهای مدرن، بسیار سنتی به نظر میرسید.
- Manche Traditionen sind zwar schön, aber auch ein wenig hinterwäldlerisch.برخی سنتها زیبا هستند، اما کمی هم عقبماندهاند.