hinterzuschlingen
در پشت پیچیدن، در پشت درهم تنیدن (مصدر با zu)
Bedeutungen
1
Akkusativ
شکل مصدری با 'zu' از فعل 'hinterherschlingen' به معنای به سرعت و با حرص چیزی را پس از چیز دیگری قورت دادن یا بلعیدن.
- Er hatte noch so viel Hunger, dass er das zweite Stück Kuchen sofort hinterzuschlingen begann.او هنوز آنقدر گرسنه بود که بلافاصله شروع به قورت دادن تکه دوم کیک کرد.
- Es war unhöflich, das Essen so schnell hinterzuschlingen.بیادبی بود که غذا را اینقدر سریع قورت دهی.