hinunterziehen
به سمت پایین کشیدن، (مجازی) دلسرد/غرق کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را فیزیکی به سمت پایین کشیدن (مانند کرکره یا دامن).
- Er zog den Vorhang hinunter.او پرده را پایین کشید.
- Die Strömung drohte ihn hinunterzuziehen.جریان آب تهدید میکرد که او را به پایین بکشد.
2
Akkusativ
کسی را روحی یا اجتماعی به ورطه نابودی و غم کشاندن.
- Lass dich nicht von negativen Gedanken hinunterziehen.اجازه نده افکار منفی تو را به پایین بکشند (دلسرد کنند).