hinunterziehen

Aussprache: /hɪˈnʊntɐˌt͡siːən/
Worttrennung: hin·un·ter·zie·hen
فعل

به سمت پایین کشیدن، (مجازی) دلسرد/غرق کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را فیزیکی به سمت پایین کشیدن (مانند کرکره یا دامن).

  • Er zog den Vorhang hinunter.او پرده را پایین کشید.
  • Die Strömung drohte ihn hinunterzuziehen.جریان آب تهدید می‌کرد که او را به پایین بکشد.
2 Akkusativ

کسی را روحی یا اجتماعی به ورطه نابودی و غم کشاندن.

  • Lass dich nicht von negativen Gedanken hinunterziehen.اجازه نده افکار منفی تو را به پایین بکشند (دلسرد کنند).