hinunterzudrücken

Aussprache: /hɪnˈʊntɐtsuˌdʁʏkn̩/
Worttrennung: hin·un·ter·zu·drü·cken
Erweiterter Infinitiv

به پایین فشار دادن (برای)

Bedeutungen

1 Akkusativ

تلاش برای سرکوب و پنهان کردن احساسات شدید، افکار ناخوشایند یا تمایلات درونی، اغلب با موفقیت محدود یا با فشار روانی زیاد.

  • Trotz seines inneren Aufruhrs versuchte er, seine Besorgnis hinunterzudrücken und Fassung zu bewahren.او علی‌رغم آشفتگی درونی‌اش، کوشید نگرانی خود را سرکوب کند و خونسردی خود را حفظ نماید.
  • Die autoritäre Erziehung zwang das Kind oft, seine natürlichen Impulse hinunterzudrücken.تربیت اقتدارگرایانه اغلب کودک را وادار می‌کرد تا امیال طبیعی خود را فرو نشاند.