hinunterzuwürgen
به زور قورت دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی (معمولاً غذا یا دارو) را با دشواری زیاد و اغلب با احساس انزجار یا ناراحتی قورت دادن (در ساختارهای مسبوق به 'zu').
- Es ist eine Qual, diese Medizin jeden Morgen hinunterzuwürgen.قورت دادن این دارو هر صبح یک عذاب است.
- Er fand es widerlich, das rohe Ei hinunterzuwürgen, aber er musste es für das Training tun.او قورت دادن تخم مرغ خام را حال بهم زن میدانست، اما مجبور بود برای تمرین این کار را بکند.