hinunterzwingen

Aussprache: /hɪˈnʊntɐˌtsvɪŋən/
Worttrennung: hin·un·ter·zwin·gen
فعل

به زور پایین بردن/قورت دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را با زور یا فشار به سمت پایین حرکت دادن یا مجبور به پایین رفتن کردن.

  • Er musste die bittere Medizin hinunterzwingen.او مجبور شد داروی تلخ را به زور قورت دهد.
  • Die Wache zwang den Gefangenen die Stufen hinunter.نگهبان زندانی را به زور از پله‌ها پایین برد.