hinunterzwingen
به زور پایین بردن/قورت دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را با زور یا فشار به سمت پایین حرکت دادن یا مجبور به پایین رفتن کردن.
- Er musste die bittere Medizin hinunterzwingen.او مجبور شد داروی تلخ را به زور قورت دهد.
- Die Wache zwang den Gefangenen die Stufen hinunter.نگهبان زندانی را به زور از پلهها پایین برد.