hinwegdonnern

Aussprache: /hɪnˈvɛkˌdɔnɐn/
Wortzerlegung: hin·weg·don·nern
فعل

با غرش رد شدن

Beispiele

  • Am Montag, dem 5. Juni, um 7.45 Uhr schrieb Jehoschua Bar-Dayan in sein Tagebuch: ›Ich glaube, der Krieg hat begonnen. Zwei Geschwader Mystère sind im Tiefflug über uns ''hinweggedonnert''.‹دوشنبه، ۵ ژوئن، ساعت ۷:۴۵ صبح، یهوشوا بار-دایان در دفتر خاطراتش نوشت: "فکر می‌کنم جنگ شروع شده است. دو اسکادران میستر با پرواز در ارتفاع پایین از بالای سر ما "با غرش رد شدند

Bedeutungen

1 (über + Akkusativ)

با سرعت بسیار زیاد و با صدای بلند (مانند رعد و برق یا موتور) از کنار چیزی عبور کردن یا دور شدن.

  • Der Zug donnerte mit hoher Geschwindigkeit über die Gleise hinweg.قطار با سرعت زیاد از روی ریل‌ها غرید و گذشت.
  • Ein Gewitter zog schnell auf und donnerte über die Stadt hinweg.طوفانی به سرعت نزدیک شد و با غرش از فراز شهر گذشت.