hinwegfegen
جارو کردن و بردن، از بین بردن، محو کردن
Beispiele
- Der Sturm ''fegte'' über die Inseln ''hinweg''.طوفان جزایر را درنوردید و با خود برد.
- Ein heftiger Schneesturm ''fegt'' über das nördliche Norwegen ''hinweg.طوفان شدید برف، شمال نروژ را درنوردید و با خود برد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با قدرت و سرعت زیاد از سر راه برداشتن یا از بین بردن، معمولاً توسط نیروی طبیعی یا یک تغییر ناگهانی.
- Der Sturm fegte die Bäume hinweg.طوفان درختان را از سر راه برداشت.
- Eine Welle der Empörung fegte die alte Regierung hinweg.موجی از خشم، دولت قدیمی را سرنگون کرد (از بین برد).