hinweghelfen

Aussprache: /hɪnˈvɛkˌhɛlfn̩/
Wortzerlegung: hin·weg·hel·fen
فعل

کمک به پشت سر گذاشتن (غم/بحران)، مایه تسلی شدن

Bedeutungen

1 Dativ (Person) + über + Akkusativ (Problem)

به کسی کمک کردن تا بر یک رنج روحی، اندوه، شکست یا بحران غلبه کرده و آن را پشت سر بگذارد

  • Nichts konnte sie über den Verlust ihres Mannes hinweghelfen.هیچ‌چیز نمی‌توانست به او کمک کند تا بر غم از دست دادن همسرش غلبه کند.
  • Die Musik half ihm über die Einsamkeit hinweg.موسیقی به او کمک کرد تا تنهایی را پشت سر بگذارد.