hinweghelfen
کمک به پشت سر گذاشتن (غم/بحران)، مایه تسلی شدن
Bedeutungen
1
Dativ (Person) + über + Akkusativ (Problem)
به کسی کمک کردن تا بر یک رنج روحی، اندوه، شکست یا بحران غلبه کرده و آن را پشت سر بگذارد
- Nichts konnte sie über den Verlust ihres Mannes hinweghelfen.هیچچیز نمیتوانست به او کمک کند تا بر غم از دست دادن همسرش غلبه کند.
- Die Musik half ihm über die Einsamkeit hinweg.موسیقی به او کمک کرد تا تنهایی را پشت سر بگذارد.