hinwegnehmen

Aussprache: /ˈhɪnˌvɛkˌneːmən/
Wortzerlegung: hin·weg·neh·men
فعل

برداشتن، دور کردن، از میان برداشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از کسی یا چیزی برداشتن، از میان برداشتن، دور کردن. اغلب به معنای از دست دادن یا محرومیت است.

  • Der Tod hat ihr den Mann hinweggenommen.مرگ شوهرش را از او گرفت.
  • Die Flut hat ganze Dörfer hinweggenommen.سیل روستاهای کامل را با خود برد (از میان برداشت).