hinwegsausen

Aussprache: /hɪnˈvɛkˌzaʊ̯zn̩/
Wortzerlegung: hin·weg·sau·sen
فعل

با سرعت از روی چیزی رد شدن، پرواز کردن

Beispiele

  • Court packte ihn am Körperpanzer und zog ihn in die Mulde herab, just als die Raketen über sie ''hinwegsausten''.کورت او را با زره بدنش گرفت و به پایین در گودی کشید، درست زمانی که موشک‌ها از بالای سرشان با سرعت رد شدند.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

با سرعت زیاد از جایی دور شدن یا از کنار چیزی گذشتن، با شتاب حرکت کردن

  • Der Vogel sauste schnell hinweg.پرنده به سرعت دور شد.
  • Die Zeit saust nur so hinweg.زمان همین‌طور با سرعت می‌گذرد.