hinwegsetzen
نادیده گرفتن، زیر پا گذاشتن (قانون)، غلبه کردن بر (پریدن از روی)
Bedeutungen
1
sich + über + Akkusativ hinwegsetzen
دستور، قانون، خواسته یا هنجاری را بیاعتنایی کردن و زیر پا گذاشتن (به صورت انعکاسی)
- Er hat sich einfach über die Anweisungen des Chefs hinweggesetzt.او خیلی راحت دستورات رئیس را نادیده گرفت و زیر پا گذاشت.
- Man kann sich nicht ständig über geltendes Recht hinwegsetzen.نمیتوان مدام قوانین جاری را زیر پا گذاشت.
2
sich + über + Akkusativ hinwegsetzen
بر مشکل، ترس یا اختلاف نظر غلبه کردن و از آن عبور کردن (به صورت انعکاسی)
- Sie musste sich über ihre Ängste hinwegsetzen, um die Prüfung zu schaffen.او مجبور شد بر ترسهایش غلبه کند تا در امتحان موفق شود.
- Wir sollten uns über diese kleinen Streitigkeiten hinwegsetzen.ما باید از این اختلافات کوچک عبور کنیم (آنها را نادیده بگیریم).
3
über + Akkusativ hinwegsetzen
از روی مانعی پریدن یا عبور کردن (حیوانات، اسب)
- Das Pferd setzte mühelos über das Hindernis hinweg.اسب بهراحتی از روی مانع پرید.
- Der Hund setzte über den gefallenen Baumstamm hinweg.سگ از روی تنه درخت افتاده پرید.