hinwirken

Aussprache: /ˈhɪnvɪʁkn̩/
Wortzerlegung: hin·wir·ken
فعل

تلاش کردن برای، کوشیدن برای، مساعدت کردن به

Beispiele

  • Sie alle zusammen seien Botschafter der EZB und sollten mit darauf ''hinwirken'', dass die Bürger in Europa den Job der Notenbank richtig verstehen.همه آنها سفیران بانک مرکزی اروپا هستند و باید برای این تلاش کنند که شهروندان اروپا شغل بانک مرکزی را به درستی درک کنند.

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ / zu + Dativ

برای رسیدن به هدفی تلاش کردن، به چیزی کمک کردن یا منجر شدن.

  • Alle Maßnahmen wirken auf eine Verbesserung der Situation hin.تمام اقدامات به سمت بهبود وضعیت پیش می‌روند (تلاش می‌کنند).
  • Er hat jahrelang auf diesen Erfolg hingewirkt.او سال‌ها برای این موفقیت تلاش کرده بود.