hinzuarbeiten
برای رسیدن به تلاش کردن، روی چیزی کار کردن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
برای رسیدن به یک هدف یا تکمیل یک پروژه تلاش کردن
- Das Team arbeitet hart auf den Abgabetermin hin.تیم سخت برای مهلت تحویل کار میکند.
- Wir müssen alle auf eine gemeinsame Lösung hinzuarbeiten.همه ما باید برای یک راهحل مشترک تلاش کنیم.
2
zu + Dativ
به چیزی کمک کردن، سهمی در چیزی داشتن
- Jeder sollte dazu hinzuarbeiten, die Umwelt zu schützen.هر کس باید برای حفاظت از محیط زیست کمک کند.
- Sie hat viel dazu hingearbeitet, dass das Projekt erfolgreich wurde.او برای موفقیت پروژه بسیار کمک کرده است.