hinzuführen
هدایت کردن، رهنمون شدن، به سوی چیزی هدایت کردن
Bedeutungen
1
zu + Dativ
به طور فعال یا غیرفعال به سمت یک مکان، وضعیت یا نتیجه هدایت کردن؛ اغلب در بافتهای رسمی، علمی یا فلسفی.
- Die Analyse der Daten soll uns zu einer fundierten Entscheidung hinzuführen.تجزیه و تحلیل دادهها باید ما را به سمت یک تصمیم مستدل هدایت کند.
- Die Geschichte des Landes führte zu tiefgreifenden sozialen Veränderungen.تاریخچه کشور به تغییرات اجتماعی عمیقی منجر شد.