hinzuführen

Aussprache: /hɪnˈtsuːˌfyːʁən/
Worttrennung: hin·zu·füh·ren
Erweiterter Infinitiv

هدایت کردن، رهنمون شدن، به سوی چیزی هدایت کردن

Bedeutungen

1 zu + Dativ

به طور فعال یا غیرفعال به سمت یک مکان، وضعیت یا نتیجه هدایت کردن؛ اغلب در بافت‌های رسمی، علمی یا فلسفی.

  • Die Analyse der Daten soll uns zu einer fundierten Entscheidung hinzuführen.تجزیه و تحلیل داده‌ها باید ما را به سمت یک تصمیم مستدل هدایت کند.
  • Die Geschichte des Landes führte zu tiefgreifenden sozialen Veränderungen.تاریخچه کشور به تغییرات اجتماعی عمیقی منجر شد.