hinzufließen
به چیزی اضافه شدن (جریان یافتن)، به چیزی پیوستن (جریان یافتن)
Bedeutungen
1
zu + Dativ
به چیزی اضافه شدن و جاری شدن، معمولاً به صورت مایع یا جریان
- Das Regenwasser fließt dem Fluss hinzu.آب باران به رودخانه اضافه شده و جریان مییابد.
- Weitere Spenden sind dem Fonds hinzugeflossen.کمکهای مالی بیشتری به صندوق سرازیر شده است.
2
zu + Dativ
به صورت استعاری: اطلاعات، منابع یا افراد به یک مجموعه یا گروه اضافه شدن
- Neue Erkenntnisse fließen ständig dem Wissen der Menschheit hinzu.یافتههای جدید دائماً به دانش بشریت اضافه میشوند.
- Im Laufe der Zeit sind viele Mitglieder der Bewegung hinzugeflossen.با گذشت زمان، اعضای زیادی به این جنبش پیوستند (جریان یافتند).