hinzulegen

Aussprache: /hɪnt͡suˌleːɡn̩/
Worttrennung: hin·zu·le·gen
فعل

اضافه کردن، کنار گذاشتن، دراز کشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ + zu + Dativ

چیزی را به مجموعه‌ای اضافه کردن و کنار بقیه گذاشتن یا قرار دادن.

  • Er legte noch ein paar Bücher zu seiner Sammlung hinzu.او چند کتاب دیگر به مجموعه خود اضافه کرد.
  • Sie legte eine Decke zu den anderen auf dem Boden hinzu.او پتوی دیگری را به بقیه روی زمین اضافه کرد.
2 sich + hinlegen

دراز کشیدن یا به پشت خوابیدن (این کاربرد معمولاً با فعل hinlegen است، اما گاهی به اشتباه hinzulegen به کار می‌رود).

  • Nach dem langen Tag legte er sich erschöpft aufs Sofa.او پس از روز طولانی، خسته روی مبل دراز کشید.
  • Das Baby legte sich ruhig in sein Bettchen.نوزاد به آرامی در تخت خود دراز کشید.