hinzukönnen
توانستن به جایی رفتن
Bedeutungen
1
داشتن توانایی فیزیکی یا امکان رسیدن به یک مکان خاص، اغلب با در نظر گرفتن موانع یا شرایط.
- Trotz der schwierigen Wetterbedingungen konnte er glücklicherweise rechtzeitig zum Treffpunkt hinkönnen.علیرغم شرایط دشوار آب و هوایی، او خوشبختانه توانست به موقع به محل ملاقات برسد.
- Sie fragte sich, ob sie es schaffen würde, vor Einbruch der Dunkelheit zum Gipfel hinzukönnen.او از خود میپرسید که آیا موفق خواهد شد قبل از تاریکی هوا به قله برسد.