hinzuknien
به زانو درآوردن، زانو زدن
Bedeutungen
1
sich + zu + Dativ
به سمت کسی یا چیزی خم شدن و زانوها را روی زمین گذاشتن.
- Er kniete sich zu dem Kind hinzu, um mit ihm zu sprechen.او کنار بچه زانو زد تا با او صحبت کند.
- Sie kniete sich zu dem verletzten Vogel hinzu.او کنار پرنده زخمی زانو زد.