hinzulegen
اضافه کردن (افزودن کنار چیزی)، دراز کشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ + zu + Dativ
چیزی را به مجموعهای اضافه کردن و کنار بقیه گذاشتن
- Er legte noch ein paar Holzscheite zum Feuer hinzu.او چند کنده چوب دیگر به آتش اضافه کرد.
- Bitte legen Sie dieses Dokument zu den Unterlagen hinzu.لطفاً این سند را به اسناد اضافه کنید.
2
sich + hinlegen
دراز کشیدن (اشتباه نگارشی رایج برای hinlegen)
- Ich gehe mich kurz hinlegen.من میروم کمی دراز بکشم.
- Nach dem Essen hat sie sich hingelegt.بعد از غذا او دراز کشید.