hinzuschmeißen
رها کردن، ول کردن، پرتاب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
انجام عمل رها کردن یا دست کشیدن از یک تعهد یا موقعیت، اغلب با بار معنایی منفی یا ناگهانی بودن.
- Es ist keine Lösung, bei der ersten Schwierigkeit gleich hinzuschmeißen.رها کردن با اولین دشواری، راهحلی نیست.
- Er erwog ernsthaft, sein Studium hinzuschmeißen, fand aber schließlich die Motivation weiterzumachen.او به طور جدی ترک تحصیل را در نظر گرفت، اما سرانجام انگیزه ادامه دادن را پیدا کرد.