hinzuströmen
به سمت جایی سرازیر شدن، هجوم آوردن، جاری شدن
Bedeutungen
1
oft zu + Dativ
به صورت انبوه و متراکم به سمت مکانی یا چیزی حرکت کردن، اغلب با احساسی از فوریت یا هیجان.
- Nach der Bekanntgabe des Ergebnisses strömten die Anhänger der siegreichen Partei jubelnd zur Parteizentrale hinzu.پس از اعلام نتایج، هواداران حزب پیروز با شادی به سمت مقر حزب سرازیر شدند.
- Bei der Eröffnung des neuen Museums strömten die Besucher in Scharen zu den Ausstellungsräumen hinzu.در مراسم افتتاح موزه جدید، بازدیدکنندگان فوج فوج به سمت اتاقهای نمایشگاه هجوم آوردند.