صفت
روی مد، باحال، مدرن، پرطرفدار
جملات نمونه برای hip:
„Und Skispringen ist trotz jüngst respektabler Leistungen der anderen deutschen Jungs bei der Nordischen Ski-WM längst nicht mehr so ''hip'' wie mit Hanni.“
«و اسکی پرش، با وجود عملکردهای اخیر قابل قبول سایر پسرهای آلمانی در مسابقات جهانی اسکی نوردیک، مدتهاست که دیگر مثل زمان هانی پرطرفدار و باحال نیست.»
Laura trägt immer ''hippe'' Klamotten.
لائورا همیشه لباسهای مد روز و باحالی میپوشد.
Dies ist der ''hipste/hippste'' Nachtclub in München.
این باحالترین کلوپ شبانه در مونیخ است.