hippiehaft

Aussprache: /ˈhɪpiˌhaft/
Worttrennung: hip·pie·haft
صفت

هیپی‌مسلک، شبیه هیپی‌ها

Bedeutungen

1

دارای سبک زندگی، ظاهر یا عقایدی که شبیه به جنبش هیپی‌ها در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ است؛ معمولاً با آزادی فردی، صلح‌طلبی، و سبک زندگی غیرمتعارف همراه است.

  • Sie lebte einen sehr hippiehaften Lebensstil mit viel Reisen und wenig Besitz.او با سفرهای زیاد و دارایی کم، سبک زندگی بسیار هیپی‌مسلکی داشت.
  • Seine Musik hat einen hippiehaften Klang, der an die Sechzigerjahre erinnert.موسیقی او صدایی هیپی‌مسلک دارد که یادآور دهه شصت است.
  • Der Laden verkaufte Kleidung im typisch hippiehaften Stil.این مغازه لباس‌هایی به سبک معمول هیپی‌ها می‌فروخت.