histrionisch
نمایشی، نمایشی بیمارگونه، خودنمایانه، اغواگرانه و برونگرا
Bedeutungen
1
بیش از حد نمایشی، اغراقآمیز و جلب توجهکننده؛ خودنمایانه، نمایشی (اغلب با بار منفی).
- Ihr histrionisches Verhalten zog sofort alle Blicke auf sich.رفتار نمایشی او بلافاصله همه نگاهها را به خود جلب کرد.
- Er reagierte mit einer histrionischen Geste auf die Kritik.او با حرکتی نمایشی به انتقاد واکنش نشان داد.
- Die Schauspielerin war für ihre histrionischen Darstellungen bekannt.این هنرپیشه به خاطر اجراهای نمایشیاش شهرت داشت.