hitzeflirrend
لرزان از گرما، موجزننده از حرارت
Beispiele
- Das Nächste, woran ich mich erinnere, ist, wie ich ''hitzeflirrende'' Bürgersteige entlangging, durch feuchtwarme Luft, die meine Kleidung durchnässte und mich gleichzeitig fast verbrannte.آخرین چیزی که به یاد میآورم این است که در پیادهروهای لرزان از گرما قدم میزدم، در هوای گرم و مرطوبی که لباسهایم را خیس میکرد و همزمان تقریباً مرا میسوزاند.