صفت
تبدار، داغ، پرشور (تندخو)
جملات نمونه برای hitzig:
Der Patient ist ''hitziger,'' fiebriger als gestern.
بیمار نسبت به دیروز تبدارتر است.
Heute war das Wetter heiß, morgen wird es ''hitziger'' sein.
امروز هوا داغ بود، فردا داغتر خواهد بود.
Die Fußballspieler waren mal wieder zu ''hitzig.''
بازیکنان فوتبال دوباره بیش از حد پرشور (تندخو) بودند.