hoagaschten

Aussprache: /ˈhoːaɡaʃtn̩/
Wortzerlegung: hoa·gasch·ten
فعل

دور هم نشستن و گپ زدن؛ با هم موسیقی نواختن و آواز خواندن (به ویژه در بایرن و اتریش)

Bedeutungen

1 (intransitiv)

(گویش بایرنی) به صورت غیررسمی و دوستانه با هم صحبت کردن، گپ زدن، معاشرت کردن.

  • Nach der Arbeit haben wir uns noch eine Weile im Biergarten gehoagaschtet.بعد از کار، ما هنوز مدتی در باغ آبجو گپ زدیم.
  • Die Nachbarn sitzen oft zusammen und hoagaschten über alte Zeiten.همسایه‌ها اغلب با هم می‌نشینند و درباره دوران قدیم صحبت می‌کنند.