hoagaschten
دور هم نشستن و گپ زدن؛ با هم موسیقی نواختن و آواز خواندن (به ویژه در بایرن و اتریش)
Bedeutungen
1
(intransitiv)
(گویش بایرنی) به صورت غیررسمی و دوستانه با هم صحبت کردن، گپ زدن، معاشرت کردن.
- Nach der Arbeit haben wir uns noch eine Weile im Biergarten gehoagaschtet.بعد از کار، ما هنوز مدتی در باغ آبجو گپ زدیم.
- Die Nachbarn sitzen oft zusammen und hoagaschten über alte Zeiten.همسایهها اغلب با هم مینشینند و درباره دوران قدیم صحبت میکنند.