hobbymäßig

Aussprache: /ˈhɔbiˌmɛːsɪç/
Worttrennung: hob·by·mä·ßig
صفت

به صورت سرگرمی، تفننی، آماتورگونه

Bedeutungen

1

انجام کاری به عنوان سرگرمی و تفریح، نه به عنوان شغل یا حرفه اصلی؛ آماتورگونه.

  • Sie malt hobbymäßig in ihrer Freizeit.او در اوقات فراغت خود به صورت تفننی نقاشی می‌کشد.
  • Sein hobbymäßiges Interesse an Fotografie führte zu beeindruckenden Bildern.علاقه تفننی او به عکاسی منجر به عکس‌های چشمگیری شد.
  • Das ist nur ein hobbymäßiges Projekt, kein kommerzielles.این فقط یک پروژه سرگرمی است، نه تجاری.