hobbymäßig
به صورت سرگرمی، تفننی، آماتورگونه
Bedeutungen
1
انجام کاری به عنوان سرگرمی و تفریح، نه به عنوان شغل یا حرفه اصلی؛ آماتورگونه.
- Sie malt hobbymäßig in ihrer Freizeit.او در اوقات فراغت خود به صورت تفننی نقاشی میکشد.
- Sein hobbymäßiges Interesse an Fotografie führte zu beeindruckenden Bildern.علاقه تفننی او به عکاسی منجر به عکسهای چشمگیری شد.
- Das ist nur ein hobbymäßiges Projekt, kein kommerzielles.این فقط یک پروژه سرگرمی است، نه تجاری.