فعل
رنده کردن، با رنده صاف کردن؛ (عامیانه) رابطه جنسی برقرار کردن
معانی و تعاریف hobeln:
- رنده کردن، تراشیدن (چوب با رنده نجاری)
- با رنده یا ابزار مشابه، سبزیجات یا پنیر را نازک بریدن/پوست کندن
جملات نمونه برای hobeln:
Hier könnte man noch etwas mehr ''hobeln,'' so ein, zwei Millimeter weniger wären in der Mitte gut.
«اینجا میتوانستیم کمی بیشتر رنده کنیم، یک یا دو میلیمتر کمتر در وسط خوب بود.»
Man kann die Wurzeln in ganz feine Streifen ''hobeln.''
«میتوان ریشهها را به نوارهای بسیار نازک رنده کرد.»
Nehmen sie ''gehobelte'' Mandeln oder Walnusskerne.
«بادام یا مغز گردوی رنده شده بردارید.»