abhobeln
رنده کردن، تراشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abhobeln)
با استفاده از رنده یا ابزار مشابه، لایهای از سطح چیزی (معمولاً چوب) را صاف کردن، تراشیدن یا برداشتن.
- Der Tischler hobelte die raue Oberfläche des Holzes ab.نجار سطح ناهموار چوب را رنده کرد.
- Er musste die alte Farbe von der Wand abhobeln.او مجبور بود رنگ قدیمی را از دیوار بتراشد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas abhobeln)
به صورت مجازی و غیررسمی، به شدت از کسی انتقاد کردن، او را سرزنش کردن یا مورد تمسخر قرار دادن.
- Die Kollegen haben ihn wegen seines Fehlers ziemlich abgehobelt.همکاران به خاطر اشتباهش او را به شدت سرزنش کردند.
- Sie wurde in der Besprechung von allen Seiten abgehobelt.او در جلسه از همه طرف مورد انتقاد قرار گرفت.