abhobeln

Aussprache: /ˈapˌhoːbl̩n/
Worttrennung: ab·ho·beln
فعل

رنده کردن، تراشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas abhobeln)

با استفاده از رنده یا ابزار مشابه، لایه‌ای از سطح چیزی (معمولاً چوب) را صاف کردن، تراشیدن یا برداشتن.

  • Der Tischler hobelte die raue Oberfläche des Holzes ab.نجار سطح ناهموار چوب را رنده کرد.
  • Er musste die alte Farbe von der Wand abhobeln.او مجبور بود رنگ قدیمی را از دیوار بتراشد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas abhobeln)

به صورت مجازی و غیررسمی، به شدت از کسی انتقاد کردن، او را سرزنش کردن یا مورد تمسخر قرار دادن.

  • Die Kollegen haben ihn wegen seines Fehlers ziemlich abgehobelt.همکاران به خاطر اشتباهش او را به شدت سرزنش کردند.
  • Sie wurde in der Besprechung von allen Seiten abgehobelt.او در جلسه از همه طرف مورد انتقاد قرار گرفت.