hobeln

Aussprache: /ˈhoːbl̩n/
Wortzerlegung: ho·beln
فعل

رنده کردن، با رنده صاف کردن؛ (عامیانه) رابطه جنسی برقرار کردن

Beispiele

  • Hier könnte man noch etwas mehr ''hobeln,'' so ein, zwei Millimeter weniger wären in der Mitte gut.اینجا می‌توانستیم کمی بیشتر رنده کنیم، یک یا دو میلی‌متر کمتر در وسط خوب بود.
  • Man kann die Wurzeln in ganz feine Streifen ''hobeln.می‌توان ریشه‌ها را به نوارهای بسیار نازک رنده کرد.
  • Nehmen sie ''gehobelte'' Mandeln oder Walnusskerne.بادام یا مغز گردوی رنده شده بردارید.

Bedeutungen

1 transitiv (Akkusativ)

رنده کردن، تراشیدن (چوب با رنده نجاری)

  • Der Schreiner hobelt das Holz glatt.نجار چوب را صاف رنده می‌کند.
  • Er hat die Oberfläche des Tisches sorgfältig gehobelt.او سطح میز را با دقت رنده کرد.
2 transitiv (Akkusativ)

با رنده یا ابزار مشابه، سبزیجات یا پنیر را نازک بریدن/پوست کندن

  • Sie hobelt die Gurken für den Salat.او خیارها را برای سالاد رنده می‌کند.
  • Man kann auch Käse hobeln, um dünne Scheiben zu bekommen.می‌توان پنیر را هم رنده کرد تا ورقه‌های نازک به دست آید.