hocharbeiten

Aussprache: /ˈhoːxˌʔaʁbaɪ̯tn̩/
Wortzerlegung: hoch·a·r·bei·ten
فعل

ترقی کردن در شغل با تلاش، وسایل را به بالا بردن

Bedeutungen

1 sich (Akkusativ) (+ zu + Dativ)

با تلاش و پشتکار فراوان در مراتب شغلی ترقی کردن (پرکاربردترین معادل روزمره)

  • Sie hat sich vom Praktikanten bis zur Chefärztin hochgearbeitet.او از کارآموزی تا پزشکی ارشد ترقی کرد.
  • Ohne Beziehungen muss man sich mühsam hocharbeiten.بدون پارتی باید با زحمت فراوان ترقی کرد.
2 Akkusativ

اشیاء را با تلاش فیزیکی سنگین به سمت بالا بردن

  • Sie haben das schwere Sofa durch das Treppenhaus hochgearbeitet.آن‌ها مبل سنگین را از راهپله به بالا بردند.