hochbetagt

Aussprache: /ˈhoːxbəˌtaːkt/
Worttrennung: hoch·be·tagt
صفت

کهنسال، بسیار پیر

Bedeutungen

1

بسیار پیر و کهنسال؛ این صفت برای توصیف افراد بسیار مسن به کار می‌رود و بار معنایی احترام یا ترحم را نیز می‌تواند داشته باشد.

  • Die hochbetagte Dame erzählte uns viele Geschichten aus ihrem Leben.آن بانوی کهنسال داستان‌های زیادی از زندگی‌اش برای ما تعریف کرد.
  • Er pflegt seine hochbetagten Eltern.او از والدین بسیار پیر خود مراقبت می‌کند.
  • Die hochbetagten Gäste wurden besonders geehrt.از مهمانان بسیار سالخورده به طور ویژه تجلیل شد.