hochdienen
با تلاش و پشتکار به مقامی رسیدن، ارتقا یافتن
Beispiele
- Er war schon fast 50 Jahre alt und ''hatte sich'' zum Bürgermeister von Aschaffenburg ''hochgedient,'' als er 1954 ins Maximilianeum, den Sitz des Bayerischen Landtages, einziehen konnte.او تقریباً ۵۰ ساله بود و به شهردار آشفنبورگ ارتقا یافته بود که در سال ۱۹۵۴ توانست وارد مجلس ایالتی بایرن شود.
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ
با خدمت صادقانه، وفاداری یا شایستگی در یک سازمان، ارتش یا سلسله مراتب اجتماعی به مقام بالاتری رسیدن.
- Er hat sich im Militär bis zum General hochgedient.او در ارتش تا درجه ژنرالی پیشرفت کرد.
- Durch seine Loyalität konnte er sich im Unternehmen hochdienen.او توانست با وفاداری خود در شرکت پیشرفت کند.